ادريس بن حسام الدين بدليسى
90
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
پادشاهان را راحت و تنآسانى بر دوام از محرّمات و اعظم مناهى است ، امّا راحت نفس و بدن و ازاحت تعب از طبيعت به مقتضاى حكمت الهى است . اكنون امرى كه موجب راحت بدنى و كاميابى قواى جسمانى باشد ، در انجمن مردم انبوه به غايت بعيد از طبع و مكروه است . چنانچه سلاطين را در عين توجّه به « 1 » مجمع ديوان و دادخواهان ، خواب و آرام موجب ملام است . و تنظيف بدن و تدليك اندام و تن ، در ميان عوامّ موجب طعنهء سبكسارى و مذامّ ، و ديگر تنعّمات را هم بر اين قياس و با وجود بىتكلّفى و ترك رسوم و عادات كه شعار و سيرت نبوى بود ، جهت محافظت خلوت آن حضرت از مزاحمت عوامّ و منع ازدحام ، اين آيت نازل شد كه لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا « 2 » أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ و در اين ايّام كه اكثر مهمّات جمهور به مقتضاى رسم و عادات قرار يافته « 3 » و طبع مردم بر مراعات قانون جبابره از ملوك قياصره و اكاسره ، اعتياد پيدا كرده و به طريقى اولى كه سلاطين را انجمنى خاصّ و محفلى جهت اختصاص خواصّ ضرورت بود ، تا در آنجا هركه مقبول طباع و شايستهء اصطناع باشد ، به آن محرمى ممتاز گردد و اگر سلطان را مهمّات « 4 » سرّى باشد ، در آن محلّ به طرح تواند انداخت . اكنون شأن سلاطين « 5 » آن است كه در خلوت و جلوت به محرّمات شرعى قيام ننمايند و در طهارت نفس از آلايش مناهى اهتمام نمايند . فامّا اگر نفس امّاره زمام اختيار از دست عقل ربايد و طبيعت را به منتهاى « 6 » قوّت بهيمى و غضبى دلالت نمايد ، بارى در ارتكاب آن منهىّ شرعى ستر و اخفا را البتّه لازم شناسد . مصرع « 7 » اى عزيز من نه « 8 » عيب آن به كه پنهانى بود 132 چرا كه حضرت حقّ اگرچه ستّار است ، امّا غيور شديد الانتقام است و اولى آنكه بنده در مخالفت اوامر و نواهى خداوند خود به ستر ، كه مشعر از خوف و هراس است ، مايل باشد ، نه به جهر و اظهار كه مخبر از عناد و اصرار است . و از « 9 » سلاطين اجهار به گناه
--> ( 1 ) . س : - به . ( 2 ) . س ، م : حتّى يوذن . ( 3 ) . س ، م : يافت . ( 4 ) . م : - مهمّات . ( 5 ) . م : + عادل . ( 6 ) . م : مشتهاى . ( 7 ) . م : ع . ( 8 ) . س ، م : گنه . ( 9 ) . م : در .